تاريخ : پنج شنبه 30 آبان 1392  | 5:56 PM | نویسنده : مرتضی حاجی آبادی

هركس به اندازه ي كفاف بسنده كند،آسايش يابد ودرمنزلگاه آسودگي فرود آيد.(امام علي عليه السلام،منتخب ميزان الحكمة)


.
نظرات 2
تاريخ : پنج شنبه 30 آبان 1392  | 5:43 PM | نویسنده : مرتضی حاجی آبادی

يه جاي نقشه ي بزرگ دنيا

يه كشور پرازبهشت ودريا

 

يه سرزمين،پرازرزوشقايق

مهديه عالم،آدماي عاشق

 

يه جا كه خشكي وبلندي داره

توقدمتش حافظ وسعدي داره

 

يه عالمه معدن احساس داره

كوچه هاش عطرزنبق وياس داره

 

به قهرماناش هميشه مي باله

دل كند از خاك زرش محاله

 

هرگوشه از اون پر افتخاره

چهارتافصل عاشقش،بهاره

 

خزر،دنا،زاگرس واترك داره

كلي چيزاي تازه وتك داره

 

توعاشقاش ليلي ومجنون داره

كويرودرياچه وهامون داره

 

كشورماخونه ي ابن سيناس

مال يه قهرماني مثل نيماس

 

توي جنوب نخلاي خرما داره

توسنتاشم،شب يلدا داره

 

يه پهلووني مث رستم داره

چشمه هايي به رنگ زمزم داره

 

مردمي داره مث عطر شمالي

فرقي نداره شرقي يا شمالي

 

اونابراش با افتخارجون ميدن

براي زنده موندنش،خون ميدن

 

مراقبن حتي يه ذره از خاك

نيفته دست دشمناي ناپاك

 

اين سرزمين هميشه پاك وزندس

توبازياي دنيامون،برندس

 

الهي كه تازنده ايم واباد

زنده بمونه سرزمين فرهاد

 

اسم قشگش هميشه تونقشه

به هرغريبه،حس خوش مي بخشه

 

مابه تموم داشته هاش مي نازيم

هرچي نداره كم كمك مي سازيم

 

تا كه يه روزكسايي كه توي دنيان

بگن كه بهترين جا،يعني ايران

حيدرزاده،مريم،ديگه مي ذارمت كنار،صفحه ي 12


.
نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 30 آبان 1392  | 1:02 PM | نویسنده : مرتضی حاجی آبادی

قرن ها سكوت توانش را طاق كرده بود...

رازش سنگين بود وپربها.

ازآن روزي كه پي به ارزشمندي رازهاي دلش برده بود،دهان نگشوده بود!

صدف تحمل را به خوبي مي فهميد...مقاومتو...حتي خدشه اي برنداشتن را.

امواج سنگش مي زدند،سنگيني مسئوليتي چنين بزرگ فشارش مي داد...

تحمل ازكف دادودهان به سخن گشود!

مرواريدش آشكارشدورازهاي دلش برملا!

حرف هايش را دزديدند،هويتش را،يادگار قرن ها تحملش را،مرواريدش را!

دلش تهي ازعشق وسرشارازشرمندگي وپشيماني!

بدون مرواريد،بي ارزش خواندندش ورهايش كردند!

مي دانست بدون مرواريد،تركش مي كنند وفراموشي نصيبش مي شود.

دهانش را بست.

دورازهرنگاهي ونيرنگي پنهان شد.

تَرَك برداشت وتكه تكه شد...

وبدون هيچ رازي تا هميشه سكوت كرد!


.
نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 30 آبان 1392  | 12:58 PM | نویسنده : مرتضی حاجی آبادی

پيشكش به

نگاه با محبت پدرم

به لبخندپرمهرمادرم

كه هرعمل وكلامشان برايم درسي است جاودان

وبه روح ارجمند پدربزرگ ومادربزرگ عزيزم

كه اميد است راه وهدفشان راپيرو باشم

وباسپاس ازراهنمايي ها وكمك هاي آقاي باروح


.
نظرات 0